صفدي درحدود سال 1297 در صفد واقع در جليل عليا زاده شد؛ اجدادش ترك بودند.
تحصيلات ادبي بسيار خوبي كرد و خطي بسيار نيكو داشت. در صفد و بعداً در قاهره، حلب، رحبه (الميادين امروزي بر فرات) شغل كتابت داشت و سرانجام خازن دمشق شد. عليرغم اين مشاغل اداري توانست تعدادي باورنكردني كتاب بنويسد، كه اغلبشان در فن شعر و ادب، جنگ و غيره است. در 23 ژوئيهٴ 1363 م/ 10 شوال 764 ه ق در دمشق وفات يافت.
مهمترين تأليف او يك فرهنگ تراجم است به نام الوافي بالوفيات كه بعداً بدان خواهم پرداخت. كافي است ذكري بكنيم از چند اثر ديگر او: 1)
اعيان العصر واعوان النصر، استخراجي است از اثر قبلي منحصراً دربارهٴ معاصران موٴلف؛ 2)
مسالك الابصار في ممالك الامصار دربارهٴ جغرافيا؛ 3) التذكرة الصلاحيه، مجموعهٴ منتخباتي همراه با شرح، شامل منتخباتي از يك كتاب پزشكي بهنام
اقتضاب في المسئلة والجواب از جمالالدين ابراهيم بن محمود عطار. ساير آثار راجع است به زندگينامهٴ اشخاص نابينا يا يكچشم؛ همچنين اشعار فراوان، آثار نحوي و كتابهاي عاشقانه نوشت: از قبيل لوحة الشاكي
و دمعة الباكي كه قصهاي است به نظم و نثر در غلامبارگي و بارها در تونس (1857)، استانبول، قاهره وغيره چاپ شده است. همچنين بهخاطر غرابتش بايد ذكري كرد از
كتاب كشف الحال في وصف الخال كه رسالهاي است ادبي حاوي جناسها و تشبيهات فراوان در وصف خال. اين به قيافهشناسي مربوط ميشد. هر خال برحسب قرار گرفتن در هر نقطه از بدن نشانهٴ كيفيتي يا وقوع امري بود.1 مطالعهٴ خال ممكن بود با افكار اخترگويي تركيب شود، همان كاري كه ابن ابيالرجال (يازدهم ـ 1) در كتاب البارع في احكام النجوم كرده است.
اما كتاب الوافي بالوفيات مجموعهٴ وسيعي از زندگينامههاست، وسيعترين آن در ميان آثار عربي و اسلامي. در آن شرح حال هزاران تن از هر صنف و طبقهاي آمده است و بهعلت وسعتش تقريباً هيچ نسخهٴ كاملي از آن در دست نيست، ولي امكان دارد بتوان آن را از روي نسخههاي پراكنده در كتابخانههاي مختلف تقريباً بهطور كامل بازسازي كرد (بيش از 14000 زندگينامه).2
نخست لئونه كايتاني (1869 ـ 1935) سپس هلموت ريتر به اين كار اقدام كردهاند. ريتر بخش بزرگي از نسخهٴ اصلي آن را به خط موٴلف و همچنين
اعيان العصر را در استانبول يافت.